سفارش تبلیغ
صبا ویژن

موسسه بین المللی مطالعات دریای خزر

صفحه خانگی پارسی یار درباره

آب خزر شورتر از همیشه - اسرائیل کوچک به دنبال حوزه نفوذ جدید در

آب خزر شورتر از همیشه - اسرائیل کوچک به دنبال حوزه نفوذ جدید در منطقه خزر

موسسه بین‌المللی مطالعات دریای خزر (IIKSS) - میل فزاینده اسرائیل به گسترش مناسبات با کشورهای منطقه خزر – آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان و دیدارهای متوالی مقامات رژیم صهیونیستی به این جمهوری‌ها یکی از مهم‌ترین اتفاقات ما‌ه‌های اخیر در منطقه خزر تلقی می‌گردد، زیرا نخست وزیر اسرائیل "بنیامین نتانیاهو" اخیرا برای نخستین بار طی 25 سال مناسبات دیپلماتیک بین این رژیم و قزاقستان به آستانه و پس از 19 سال وقفه به باکو سفر کرد. لازم به ذکر است که تل‌آویو اخیراً مناسبات خود با سه کشور دیگر شوروی سابق – اوکراین، گرجستان و بلاروس را نیز تشدید ساخت. صرفنظر از توافقنامه‌های متعددی که بین اسرائیل و دو کشور آذربایجان و قزاقستان در حوزه‌های مختلف به امضاء رسید، آنچه که ما را به تعجب واداشت اظهارات گستاخانه نخست وزیر اسرائیل در جریان این سفر بود: «من می‌خواهم از رئیس‌جمهور ایران یک سوال بپرسم: به چه دلیل به تهدیدات خود نسبت به کشور ما ادامه می‌دهد؟ اگر در ایران فکر می‌کنند که اسرائیل کشور کوچک و درمانده‌ای است، آن‌ها سخت در اشتباهند. من به رهبری ایران توصیه می‌کنم که شرایط را متشنج نسازد، در غیر این صورت آن‌ها با اتفاقات ناخوشایند بزرگی مواجه خواهند شد.» اخیرا نشریه Times of Israel به نقل از "نتانیاهو"، هدف اصلی سفر او را اینگونه اعلام نمود: «تقویت مناسبات موجود بین‌المللی و ایجاد مناسبات جدید که هدف آن مقابله با اقدامات فلسطینی‌ها در عرصه منطقه‌ای برای نامشروع‌سازی و منزوی‌سازی اسرائیل است.» رئیس موساد "یوسی کوهن" نیز در تشریح سفر نخست وزیر اسرائیل به آذربایجان براهمیت بسیار بالای این سفر تاکید کرد. مقامات سیاسی و محافل کارشناسی اسرائیل پنهان نمی‌سازند که ضرورت داشتن یک موقعیت مناسب برای حمله به ایران دلیل علاقمندی اسرائیل به این سه جمهوری شوروی سابق است.

علاقه‌مندی بسیار بالای تل‌آویو به همکاری با کشورهای منطقه خزر و تلاش این رژیم برای یافتن متحدین جدید در این منطقه بسیار مهم و استراتژیک به مولفه‌های زیادی باز می‌گردد که برآیند همه آن‌ها تضعیف مواضع اسرائیل در مقابل جمهوری اسلامی ایران به عنوان سردمدار مبارزه و مقابله با جنایت‌های وحشیانه این رژیم در مناطق اشغالی فلسطین و طرح و برنامه توطئه‌آمیز آن برای ایجاد خاورمیانه بزرگ یا بالکانیزاسیون منطقه غرب آسیا است. محور سیاسی-نظامی جدیدی با حضور ایران و روسیه در غرب آسیا در حال شکل‌گیری است که به هیچ وجه مطلوب اسرائیل نیست، زیرا پس از آنکه تفوق و برتری نظامی و افسانه شکست ناپذیری این رژیم پس از گذشت چندین دهه از سوی ایران و حزب‌الله از بین رفت، تقویت ائتلاف ایرانی-روسی نیز ضربه محکمی را به رژیم صهیونیستی وارد ساخت . اسرائیل برای گریز از مرکز و دور ساختن خود از تبعات و پیامدهای تغییرات و تحولات سریع در غرب آسیا نظیر بیداری اسلامی، بحران در سوریه، توافقنامه هسته‌ای بین ایران و گروه 1+5، تغییر توازن نیروها در منطقه غرب آسیا با حضور نظامی روسیه در سوریه و نیز تشدید اختلافات و تعارضات منافع بین بازیگران بزرگ جهانی تلاش می‌کند در چارچوب "استراتژی حاشیه‌ای" مناسبات خود را با حلقه خارجی کشورهای مسلمان غیر عربی میانه‌رو افزایش دهد، دقیقاً همان نقشی که ترکیه "کمال آتاتورک" و ایران پهلوی برای این رژیم در گذشته ایفا می‌کرده‌اند. 

به سادگی می‌توان رئوس کلی بازی جدید اسرائیل در منطقه را تشخیص داد. تل‌آویو بیش از پیش توجه خود را به سمت کشورهای مسلمان و نیز کشورهایی که دارای جمعیت مسلمان شیعی هستند معطوف ساخته است. عزم مقامات اسرائیل برای تشدید مناسبات با کشورهای حاشیه دریای خزر همچون آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان، کشورهای آفریقای شرقی همچون اوگاندا، کنیا، روآندا و اتیوپی و نیز گسترش همکاری اعلام نشده با برخی کشورهای سنی مذهب در خلیج فارس بسیار جدی است. اسرائیل با دیدگاهی کاملا پراگماتیستی به دنبال ایجاد ائتلاف جدید با کشورهای اسلامی با هدف افزایش حوزه نفوذ و تاثیر دیپلماتیک خود در آن‌ها است تا بدین ترتیب مواضع خود را در منازعه اسرائیل-فلسطین تقویت نموده و از خاک آن‌ها برای انجام اقدامات خرابکارانه بر علیه ایران استفاده نماید. مقامات تل‌آویو قصد دارند افکار عمومی دنیا را متقاعد سازند که علیرغم کشتار فلسطینیان در بین مسلمانان منزوی نیستند.

آیا می‌توان پذیرفت که کشورهای دوست و برادر ایران – قزاقستان، آذربایجان و ترکمنستان – این دلایل را درک نمی‌کنند؟ این جمهوری‌ها چگونه نزدیکی متحد اصلی خود ترکیه به روسیه را که متحد اصلی ارمنستان بوده و به صورت مستقیم بر منازعه باکو و ایروان تاثیر گذار است را توجیه می‌کنند؟ آن‌ها چگونه حرکت ترکیه به سمت روسیه و پیشنهاد به این کشور برای ایجاد ائتلاف با ایران با هدف تامین ثبات و امنیت در منطقه را توجیه می‌سازند؟ ترکیه با نزدیکی به دشمنان اصلی آمریکا و اسرائیل یعنی ایران و روسیه نشان می‌‌‌دهد که ارائه هرگونه توجیه برای نزدیکی به دشمن شماره یک مسلمانان یعنی اسرائیل کاملا اشتباه است. در شرایطی که ترکیه خطی‌مشی سیاست خارجی خود را اصلاح نموده و در حال طراحی استراتژی مشترک با ایران و روسیه است و نزدیکی با آمریکا و اتحادیه اروپا را در حال حاضر به سود خود نمی‌داند، آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان همچنان بر بازی دوگانه خود اصرار ورزیده و مسیر تنش با ایران را در پیش گرفتند، فارغ از این که برادر بزرگ‌ترشان این مسیر را پیموده و دریافته است که صرفا با همکاری و تعامل با همسایگان می‌توان بر مشکلات و بحران‌های منطقه‌ای فائق آمد.

عدم نزدیکی کشورهای منطقه خزر به یکدیگر که یکی از فاکتورهای اصلی آن رژیم غاصب صهیونیستی است نمی‌تواند تبعات و پیامدهای سختی برای مجریان سناریوهای تل‌آویو به همراه نداشته باشد. نمی‌توان انتظار داشت که سه کشور ترک‌زبان ترکمنستان، آذربایجان و قزاقستان که تل‌آویو نقش‌های مهمی را در طرح‌های توطئه‌آمیز خود در منطقه خزر به آن‌ها محول نموده است به سادگی از مسیر خود باز گردند، اما با اطمینان می‌توان گفت که حضور اسرائیل در این کشورها به دلیل طرز تلقی بسیار منفی شهروندان آن‌ها نسبت به تل‌آویو و سیاست‌هایش در قبال فلسطین می‌تواند رهبران جمهوری‌های خزری را در وضعیت پیچیده قرار دهد.

اسرائیل و مزدوران آن آنقدر تهدید ایران در منطقه و ضرورت یارگیری برای مقابله با این تهدید را برجسته ساخته‌اند که کشورهای منطقه خزر با ظهور و بروز کم‌ترین تمایل از سوی این رژیم برای برقراری مناسبات، فارغ از اینکه چه اهداف و نیاتی را در سر می‌پروراند، با آغوش باز آن را می‌پذیرند؛ به عبارت دیگر، کشورهای منطقه خزر شرطی شده‌اند. کافی است که اسرائیلی‌‌ها زنگ خطر و تهدید ایران را به صدا درآورند و کشورهای منطقه خزر برای حضور در کلاس اسرائیل صف ببندند. برای نمونه، به دلیلِ واهیِ آذربایجان برای نزدیکی مناسبات با اسرائیل اشاره می‌کنیم. مقامات باکو از قره‌باغ به عنوان موضوع اختلاف سیاسی خود با تهران نام می‌برند و شیفتگی زایدالوصف خود به نزدیکی با اسرائیل را با همین دلیل واهی توجیه می‌سازند، اما حتی در ساده‌ترین نوع تحلیل نمی‌توان پذیرفت که لطف و محبت اسرائیل به آذربایجان و دادن سلاح‌های پیشرفته به این کشور در بازپس‌گیری قره‌‌باغ از ارمنستان کمک نماید. روند تحولات حاکی از آن است که قره‌باغ به هیچ وجه یک مسئله حیاتی برای غرب و اسرائیل تلقی نمی‌شود. بخش قابل توجهی از طرفداران اسرائیل در آمریکا نیز تمایلی به منازعه و درگیری با لابی طرفدار ارمنستان ندارند. این در حالی است که ایران در چارچوب سیاست "بی‌طرفی مثبت" همواره به عنوان یک میانجی موثر تمام تلاش خود را برای نشاندن طرف‌های درگیر در منازعه قره‌باغ پای میز مذاکره به کار گرفته است.

لذا کاملا واضح هست که این یک بهانه برای مشروع‌سازی مناسبات و مراوده با یکی از منفورترین بازیگران منطقه‌ای و دشمن شماره یک مردم مسلمان و ایرانی‌تبارها (آذری‌ها، اعراب، اکراد، بلوچ‌ها، فارس‌ها، افغان‌ها، تاجیک‌ها، گرجی‌ها، اوستیایی‌ها و ...) است. بدون تردید فاکتور مهمی که در تشدید مناسبات بین آذربایجان و اسرائیل و نیز تشویق و تحریک قزاقستان و ترکمنستان به برقراری مناسبات با تل‌آویو نقشی تعیین کننده داشته و دارد، جامعه و لابی بسیار پر قدرت یهودی است که در آذربایجان زندگی می‌کند و به شکل غیرمنتظره‌ای در تمام لایه‌های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و دیگر حوزه‌های این کشور نفوذ کرده‌اند، نه تهدید این یا آن فاکتور. بدین ترتیب تردیدی وجود ندارد که مقامات باکو چون از برافروختن خشم مردم و ملل مسلمان منطقه خزر از تعامل نزدیک و تنگاتنگ باکو و اسرائیل به شدت واهمه دارند، از مترسک ایران برای جلوگیری از ظهور و بروز احساسات نوع‌دوستانه آن‌ها نسبت به اهالی مظلوم فلسطین بهره می‌گیرند. آذربایجانی‌ها و دیگر جمهوری‌های خزر که اکثریت آن‌ها را مسلمانان تشکیل می‌دهند، از حساسیت بالای برقراری مناسبات با اسرائیل به عنوان دشمن شماره یک مسلمانان به خوبی آگاهند و به همین دلیل به بهانه‌های واهی برای پنهان نمودن این شیفتگی تقلا می‌کنند.

اگرچه بارها و بارها به این موضوعات اشاره گردید، اما با توجه به اهمیت موضوع بار دیگر سناریوی خطرناک غرب و اسرائیل در منطقه خزر را مرور می‌کنیم. رسانه‌های اسرائیلی-غربی با برجسته ساختن فاکتور پان‌ترکیسم و تبلیغات نادرست پیرامون حمایت ایران از ارمنستان در منازعه قره‌باغ تلاش می‌کنند کشورهای منطقه خزر را در مقابل ایران قرار دهند تا بدین ترتیب زمینه حضور و نفوذ چراغ خاموش اسرائیل در منطقه خزر را فراهم آورند. بررسی روند تحولات ایران و روسیه در دهه‌های اخیر به وضوح نشان می‌دهد که غربی‌ها و آمریکایی‌ها ازآن جهت که توان و قابلیت مواجهه و مقابله فیزیکی با این دو کشور را ندارند، به ابزارهای دیگری برای جلوگیری از گسترش حضور آن‌ها در مناطق خارج نزدیک و دور متوسل می‌شوند: گاهی با کاهش قیمت نفت، گاهی با چراغ سبز به اسرائیل برای حمله به مردم مظلوم فلسطین، گاهی با برافروختن جنگ‌های منطقه‌ای نظیر آنچه در اوکراین، گرجستان و سوریه در حال وقوع است و .... . بدیهی است که قره‌باغ نیز در این سناریو جایگاه ویژه‌ای دارد. غربی‌ها و آمریکایی‌ها و نیز اسرائیلی‌ها از آن جهت که نتوانستند با خلق "داعش" و با استفاده از فاکتور مذهب بسترهای نارضایتی‌های بین مذهبی در منطقه خزر را فراهم آورند، تلاش می‌کنند با برجسته کردن فاکتور قره‌باغ زمینه‌های ایجاد یک ائتلاف با ماهیتی قومی-ملیتی را در منطقه خزر فراهم آورده و کشورهای ترک‌زبان - ترکمنستان، آذربایجان و قزاقستان را در مقابل ایران قرار دهند که بدیهی است دستیابی به کم‌ترین دستاورد از سوی اسرائیل در این سناریو بزرگ‌ترین دستاورد برای این رژیم تلقی می‌گردد: "قرار دادن مسلمان در مقابل مسلمان".

اما رعب و وحشت واهی بخش اندکی از نخبگان کشورهای منطقه خزر از ایران که موجب باز شدن پای یکی از منفورترین رژیم‌ها به منطقه خزر شده است به هیچ وجه نمی‌تواند ملت‌ها و مردم منطقه را در مقابل ایران قرار دهد، زیرا دولت و ملت ایران با هر شاخص و معیاری که مبنای محاسبه قرار گیرد دارای مناسبات و پیوندهای مستحکم تاریخی، فرهنگی، ادبی و مذهبی با مردم و ملت‌های کشورهای منطقه خزر می‌باشد. در همین چارچوب، مقامات جمهوری اسلامی ایران تسلیم تبلیغات گسترده رسانه‌های آمریکایی-اسرائیلی نشده و همچنان بر اساس اصل حسن همجواری و همکاری و تعامل با کشورهای همسایه مناسبات خود با کشورهای منطقه خزر را در سطح بالایی حفظ کرده‌اند که البته اتخاذ چنین خط‌مشیی به هیچ وجه به معنای ضعف و درماندگی ایران نیست. و نهایتا اینکه حضور اسرائیل به عنوان پروکسی و نماینده غرب و آمریکا در منطقه خزر برای روسیه‌ که این منطقه در حوزه منافع حیاتی آن قرار دارد و نیز برای ترکیه که از کاهش وجهه و اعتبار خود در بین مسلمانان واهمه دارد، یک تهدید جدی به شمار می‌رود. بنابراین می‌توان امیدوار بود که ایجاد و تقویت اتحاد بین ایران، روسیه، ترکیه و ارمنستان بتواند رژیم نامشروع اسرائیل را در پیگیری اهداف و منویات شومش در منطقه خزر نومید سازد.

محسن حمیدی, عضو شورای علمی موسسه بین المللی مطالعات دریای خزر

http://www.iikss.com/fa/index.php/route/news_det/ODExMg


بحران آب در منطقه خزر (از انگیزه های ایجاد اوپک آبی تا نظام تباد

  بحران آب در منطقه خزر (از انگیزه های ایجاد اوپک آبی تا نظام تبادل محصولات کشاورزی)

بحران آب در منطقه خزر

(از انگیزه های ایجاد اوپک آبی تا نظام تبادل محصولات کشاورزی)

موسسه بین‌المللی مطالعات دریای خزر  (IIKSS)- آب را می توان اصلی ترین عامل شکل گیری و بقاء تمدن های بشری به حساب آورد که هر گاه نفس رودها به شماره افتد, قطعاً نفس تمدن ها و جوامع سیاسی نیز به شماره خواهد افتد. زیرا نه تنها کمبود آب موجب ایجاد تنش هایی برای کسب هرچه بیشتر آن خواهد گردید, بلکه اگر هیچ تنشی میان کشورها بر سر منابع آب حاصل نگردد, حداقل مانعی اصلی بر سر توسعه کشورها در زمینه های کشاورزی,صنعتی و ... به حساب خواهد آمد. اهمیت این موضوع به آن اندازه است که حتی می توان میان توسعه یافتگی کشورها و میزان ذخایر آب های شیرین کشورها یک نسبت مستقیم برقرار دانست. به گونه ای که کشورهایی که بیشترین حجم آب های شیرین را در اختیار داشته و یا به نحو چشمگیری اقدام به مدیریت منابع آبی خود می نمایند, از سطح رفاه و توسعه مناسبی نیز برخوردار می باشند. در مقابل کشورهایی که از منابع آب های شیرین برخوردار نبوده و یا در دوره های تاریخی متفاوت از میزان آب های شیرین آنها کم شده است, از نظام های سیاسی ناکارآمدی برخوردار بوده و یا دوره بقاء نظام های سیاسی در آنها کوتاه است.

با توجه به گزارش های آماری موجود, در حال حاضر ما شاهد تشدید بحران منابع آبی در جهان و به تبع آن منطقه خزر هستیم. بنابر گزارش سازمان ملل متحد تحت عنوان "آب در دنیای در حال تغییر"، در سال 2030، 47 درصد جامعه جهانی با کمبود آب مواجه خواهند شد. برنامه عمران ملل متحد نیز گزارش داد که آب به اندازه کافی در دنیای کنونی وجود دارد، اما 1.1 میلیارد نفر به آب آشامیدنی تمیز و 2.6 میلیارد نفر به آب کانالیزه شده دسترسی ندارند. ارزیابی‌ها نشان می‌دهد که اگر در حال حاضر هر نفر 750 متر مکعب آب شیرین در سال مصرف می‌کند، این رقم در سال 2050 تا 450 متر مکعب کاهش خواهد یافت. این بدان معنا است که 80 درصد کشورهای دنیا بنابر طبقه‌بندی سازمان ملل متحد، زیر خط فقر آبی قرار دارند. از این نظر، آب به یک منبع مهم استراتژیک تبدیل می‌گردد که توسعه اقتصادی را محدود می‌کند، زیرا رشد اقتصادی مستلزم افزایش قابل توجه مصرف آب می‌باشد.

همچنین باید بدانیم که بر اساس تجربه های تاریخی, هر منبع کمیاب به صورت طبیعی به یک موضوع رقابتی تبدیل می‌گردد که به صورت اجتناب‌ناپذیری موجب منازعه میان کشورها می‌شود. امروزه عدم توازن شدید بین توزیع منابع آبی و نیاز کشورها به آن از یک سو و عدم توازن شدید بین توانایی‌های این یا آن کشور در غلبه بر این چالش به یک فاکتور تنش تبدیل گردیده است. در این بین کشورهایی که برخی استخرهای آبی فرامرزی را منشعب می‌سازند، موجب نگرانی بیشتر شده‌اند. بنابر اطلاعات سازمان ملل متحد، استخرهای 263 رودخانه جهانی بین دو کشور و کشورهای بیشتری تقسیم شده‌اند. در شرایط فقدان توافقنامه‌ها و نهادهای مشخص، تغییر یکجانبه رژیم استفاده و بهره‌برداری از این سیستم‌های رودخانه‌ای می‌تواند به پیامدهای جدی منجر گردد. در 50 سال اخیر 570 منازعه بر سر آب رخ داد که در 21 مورد از نیروهای مسلح استفاده شده است.

همانگونه که بیان گردید منطقه خزر نیز از این قاعده مستثنی نیست. وابستگی متقابل کشورهای منطقه خزر در حوزه استفاده مشترک از منابع آبی و نیز ماهیت نابرابر توزیع منابع آبی از ویژگی‌های بارز تعداد زیادی از کشورهای منطقه است. به دلایل جغرافیایی و تاریخی شرایطی در منطقه بوجود آمده است که در آن برخی کشورها به شدت نیازمند منابع آبی برای توسعه صنعت و کشاورزی هستند و گروهی از کشورها نیز دارای منابع آبی کافی نیستند. فروپاشی شوروی و تغییرات ژئوپلیتیکی بعدی و گذار اقتصاد منطقه خزر, سیستم قبلی مصرف آب را دستخوش تغییر نمود و بدین ترتیب تهدید واقعی امنیت غذایی ظهور و بروز کرد، زیرا منابع آبی با تغییرات مرزهای دولتی شکل جدیدی به خود گرفته است.

در همین راستا می‌توان به نمونه‌هایی از منازعه و درگیری پیرامون آب در این منطقه نیز اشاره نمود که اختلاف بین چین، روسیه و قزاقستان به دلیل جریان‌های بالادستی رودخانه ای نظیر ایرتیش و آمور و منازعه و اختلاف بین کشورهایی که در مجرای پایین دستی واقع شده‌اند (ازبکستان، قزاقستان و ترکمنستان) و کشورهایی که به لحاظ منابع آبی غنی بوده و در مجرای بالادست واقع شده‌اند (تاجیکستان و قرقیزستان) اشاره نمود. بدیهی است که کشورهایی که در مجرای بالادست واقع شده‌اند با تسلط بر آبراه از آن به عنوان ابزار پیشبرد منافع خود در منطقه استفاده و موقعیت جغرافیایی خود را به یک مزیت رقابتی تبدیل می‌کنند. لازم به ذکر است کهآذربایجان و ترکمنستان در زمره کشورهایی قرار دارند که به منابع آبی خارجی قابل توجهی نیاز دارند. در گزارش برنامه عمران ملل متحد آمده است که ترکمنستان بیش از 75 درصد منابع آبی خود و آذربایجان 50 درصد آب مورد نیاز خود را از منابع خارجی دریافت می‌کند. این روند می تواند کشورها را در تبیین و پیگیری سیاست خارجی خود به شدت آسیب پذیر نماید.

ضمنا اضافه می‌کنیم که روسیه 22 درصد ذخایر آب آشامیدنی دنیا را دارا بوده و نه تنها قادر به تامین آب مورد نیاز خود، بلکه توانایی صادرات آن را نیز دارا است. این فاکتور کمک کرده است تا این کشور به همراه چین از تاثیر و نفوذ خود در منطقه خزر بهره برده و از ایجاد کانون‌های جدید منازعه و تنش و رویارویی مستقیم بین کشورهای پایین دست و بالادست جلوگیری به عمل آوردند، اما قابل کتمان نیست که فاکتور آب در منطقه خزر بر مناسبات بین کشورهای این منطقه بی‌تاثیر نبوده است. زیرا همینکه روسیه دارای چنین فاکتور قدرتمندی در مبادلات منطقه ای و فرامنطقه ای می باشد, خود به عنوان یک عنصر اثرگذار بر معادلات سیاسی منطقه و جهان به شمار خواهد رفت. چراکه کشورهای پایین دست حداقل برای برقراری ثبات در کشورهای خود نیازمند منابع آبی کشوری نظیر روسیه خواهند بود.

در مجموع اینگونه استنباط می‌گردد که کمبود آب شیرین تاثیرات مثبت و منفی قابل توجهی را بر مناسبات بین‌المللی و منطقه مورد مطالعه ما( منطقه خزر) گذاشته است. از یک سو، رقابت فزاینده پیرامون این منبع به فاکتور تنش بین کشورها تبدیل شده و از سوی دیگر، ناکافی بودن آب به دریافت بهره و سود جایگزین کمک می‌کند که به استفاده از مزیت‌های نسبی کشورهای مختلف مرتبط می‌باشد. در هر حال، کشورهایی که دارای آب کافی نیستند و یا در مجراهای پایین دستی رودخانه های قرار داشته و تحت تاثیر کشورهای بالادست هستند می‌بایست برای کاهش وابستگی به روان آب‌های بین‌المللی تلاش نمایند. از جمله موثرترین راه‌ها برای این مهم عبارتند از: شدت بخشیدن به تولید آب، اتخاذ تدابیر تکنولوژیکی با هدف کاهش اسراف در مصرف آب به هنگام انتقال و استفاده، به کارگیری تکنولوژی‌ها با هدف دریافت آب از منابع غیرسنتی، ایجاد زیرساخت‌ها برای توزیع آب در داخل کشور و نیز خرید محصولات آبی از کشورهایی که قیمت نسبی آب در آن‌ها کم‌تر می‌باشد.

همچنین کشورهای منطقه خزر می توانند جدای از معادلات شکل گرفته در حوزه کشاورزی سنتی خود, به دنبال تغییر عادت کشت و نیز محصولات کشاورزی بوده تا از این طریق در مقایسه میان دو محصول کشاورزی, اقدام به ایجاد مزیت های نسبی در آن محصولی بنمایند که به آب کمتری نیاز داشته و یا توانایی استفاده از آب های نسبتاً شیرین را دارا می باشد. همچنین می توانند در یک سیستم تبادل عام محصولات کشاورزی و در قالب بیع کالا به کالا, اقدام به تبادل آن بخش از محصولات کشاورزی خود نمایند که در آن دارای مزیت های مطلق یا نسبی رو به بالا می باشند. به عنوان مثال گندم قزاقستان و یا پنبه ترکمنستان می تواند با پرتقال یا سیب و یا پسته ایران و یا هر محصول دیگری که در آن مزیت های مطلق وجود دارد مبادله گردد. در اینصورت و با اتخاذ مبادلات کشاورزی منطقه ای, کمبود آب در کشورهای منطقه خزر به نحو چشمگیری مدیریت خواهد گردید.

نکته قابل توجه و تامل دیگر که کم‌تر بدان پرداخته می‌شود این است که کشورهای آب‌خیز منطقه اورآسیا و به صورت خاص (منطقه خزر) باید مراقب باشند که یکی از محرکه‌های اصلی تمایل فزاینده غرب برای تسلط بر منطقه, تسلط بر منابع آبی آن به همراه منابع انرژی است. منابع آبی و منابع انرژی دو تکه از پازل استراتژی غرب برای تسلط بر اورآسیا و پس از آن تسلط بر تمام دنیا است. بنابراین تشکیل "اوپک آبی" در منطقه خزر با هدف مدیریت تولید، توزیع و مصرف آب در جلوگیری از کاهش اختلافات و تعارضات بین کشورهای منطقه و نیز در جلوگیری از گسترش حضور و نفوذ بیگانگان در منطقه استراتژیک خزر بسیار تعیین کننده خواهد بود.

در پرتو شکل گیری این هماهنگی منطقه ای, می توان منازعات آبی را به سطح چالش های آبی تقلیل داد که در این صورت می توان چنین چالش هایی را نه فقط مشکل یک کشور از کشورهای منطقه, بلکه چالش یا مشکل تمامی کشورهای منطقه به حساب آورد. در این صورت قطعاً می توان با بهره مندی از پتانسیل های جغرافیایی, جغرافیایی سیاسی و تکنولوژیکی یکدیگر به نحو موثرتری بر مشکلات حاصل از بحران آب فائق آمد.

 

میثم آرائی درونکلا

عضو هیئت علمی دانشگاه و مدیریت موسسه بین المللی مطالعات دریای خزر

محسن حمیدی

عضو شورای علمی موسسه بین المللی مطالعات دریای خزر

http://www.iikss.com/fa/index.php/route/news_det/NzE0MQ


میدان های نفت و گاز ترکمنستان در دریای خزر

 

میدان های نفت و گاز ترکمنستان در دریای خزر

موسسه بین المللی مطالعات دریای خزر

میدان های نفت و گاز ترکمنستان در دریای خزر

http://www.iikss.com/fa/assets/uploads/users/admin/images/turoil-gas.jpg

 


میدان های نفت و گاز روسیه در دریای خزر

میدان های نفت و گاز روسیه  در دریای خزر

موسسه بین المللی مطالعات دریای خزر

میدان های نفت و گاز روسیه  در دریای خزر

http://www.iikss.com/fa/assets/uploads/users/admin/images0oil-gas.jpg

 


میدان های نفت و گاز قزاقستان در دریای خزر

میدان های نفت و گاز قزاقستان در دریای خزر

موسسه بین المللی مطالعات دریای خزر

میدان های نفت و گاز قزاقستان در دریای خزر

http://www.iikss.com/fa/assets/uploads/users/admin/images/oil-gas.jpg